دسته: اشعار زیبا

0

حدیث نفس

اولی گفت که این دنیایی است کاصلش درد و غم و تنهاییست مردمانش همه غمگین و غمش شیداییست قسمت هر که در آن بود فقط رسواییست ته آن در به دری و سفر جانکاهیست...

0

علم و عمل

هان طالب این علم خدا جوی آموخته ات را به خودت گوی از علم و عمل چند گرفتی ؟ آیا   ز   سخن   پند گرفتی؟ اینجا به چه مقصود نشستی فکر  دگران  نیز  تو  هستی؟...

0

بهار آمد

بهار آمد بهاری شد هوای جانمان جانا بهار آمد چه مشتاق است زمین از دیدن این دلبرِشایسته مهمانا رسیده لحظه ی دیدار جمعی سبزه و گل در دل بستان به همراهش دو بال رنگیِ...

0

دل بستن

به سنگ و چوب دل را بسته کردیم زنیلش قلبها را خسته کردیم چنان سازنده ی ملک جهانیم گمانم راه مردن بسته کردیم شده کسب مهارت در پی سیم ودانش بر در آمد دسته...

0

بگو فردایمان زیباست

خداوندا مرا از خود مران دیگر که غیر تو نخواهم همره و یاور بگو کردی مرا باور به امید زمانی که شوم بهر دلت غمخوار نباشد جز تو کس در دردهای بی کسی ام...

0

نوروز

  هر که را بدعت برای دین بود عاقبت بیچاره و ننگین بود هفت سینی را که در قرآن نبود سینهایش نیز در ایمان نبود نه شود نوروز عید ما همه نه دل و...

0

توفیق لقا

  منم بی سر پناه یارب پناه ده منم بی مأمن وتنها تو جاده منم خسته غمی پیوسته بامن تویی غمخوار ما یا رب قوا ده منم درمانده وغمگین وبی حال خداوندا نظر بنما...

0

چه بارانی!

  خداوندا چه میبینم! چه بارانی! چه باران فراوانی به ما بنموده ارزانی تو ما را شرمسار کوی خود کردی چه بارانی! نمی دانم چه گویم از خجالت پیش در گاهت چنین رحمت به...