چند توصیه ی روانشناسی برای یک زندگی بهتر

 

✅بیشتر مشکلات شخصی شما به بچگی تان برمی گردد. اگر به کارهای والدینتان در زمان بچگی فکر کنید و بتوانید توجیحی پیدا کنید و آن ها را ببخشید، یک قدم بزرگ در قبول خودتان برداشته اید.

✅مشکلات دیگری که در ذهنتان است مثل «من باید آن سوال را طور دیگری جواب می دادم.» یا « او این کار را کرد چون…» کاملا بیهوده هستند. ما نمی توانیم اعمال دیگران را توضیح دهیم.

✅بیشتر از احساساتتان بگویید و دیگران را ارزیابی نکنید.

✅بیشتر به خودتان توجه کنید و کم تر نگران فکر مردم درباره خودتان باشید.

✅از ناحیه راحتی خودتان فرار کنید. اگر به دنبال عشق می گردید بیرون بروید و با افراد آشنا شوید و یا شغلتان را عوض کنید.

✅هر روز در حال پیشرفت باشید.

✅درباره تجربه ای که به خاطر موقعیت سختی که در آن بودید و کسب کردید فکر کنید.

✅زجردهنده خودتان نباشید، دوست خودتان باشید. باید شکست را قبول کنید و یاد بگیرید که نمی توانید روی همه چیز تاثیر بگذارید.
✅مرتب به چیزهای مختلف فکر نکنید.

منبع:طرحواره زوج درمانگری

کانون فرهنگی حافظ

۱۳۹۸/۱/۲۳

حدّ و مرزدر روابط

والدينى كه هرگز براى كارهاى بد
و خطرناك فرزندشان مرز نميگذارند
يا اجازه ميدهند فرزندشان به حقوق ديگران تجاوز كند…

فرزندانشان حيله گر، خودخواه و ضد اجتماع خواهند شد.

‍ از امروز
برای دیگران حد و مرز بگذارید. همانگونه که برای محل سکونت‌تان حد و مرز میگذارید و هر غریبه ای را به آن راه نمی‌دهید، در محدوده رفتاری نیز چنین کاری را به آرامی ولی جدی انجام دهید

فکر نکنید حد و مرز گذاشتن دیگران را از شما دور میکند!
اگر برای روابط‌تان مرز نداشته باشید احساس امنیت نمی‌کنید. حریم اعتقادات و احساسات را معلوم و مشخص کنید، حتی یک بار هم مرزهایتان را برای خوش آمد کسی نشکنید، اگر شما یک بار این کار را بکنید دیگران بارها و بارها آن را نادیده می‌گیرند.
مرزهای رفتاری واحساسی به شما امنیت، هویت و احترام می‌بخشند.اگر مرزهایتان را بشکنید، بعدها مجبور می‌شوید انسان بودن خود را بشکنید. مجبور می‌شوید از اهدافتان بگذرید. پس در زندگی جدیدتان برای هر چیزی حد و مرزی قایل باشید.

 

منبع:زوج درمانگری

کانون فرهنگی حافظ

۱۳۹۸/۱/۲۲

چهار رفتار مخرّب که استرس شما را پایین می آورد

✅ خرید کردن
یکی از رفتارهایی که بصورت ناخودآگاه استرس را پایین می آورد ولی مخرب و ناپخته است، خرید کردن می باشد. زمانی که شما بدون نیاز اصیل به چیزی، به یکباره خودتان را در حال خرید کردن اقلام و وسایلی می بینید که تصمیمی از قبل برای آن نداشتید و اصولاً جزء الزامات کنونی شما نبوده است، آگاه باشید که بصورت پنهانی در حال دور زدن استرس زندگی تان هستید. این جابجایی استرس، باعث می شود، شما مدتها از حل کردن مسئله خود طفره بروید.
✅ خوابیدن
وقتی زمان خوابیدن شما زیاد شده است و شما بر خلاف همیشه، زیادتر از حد معمول می خوابید، این احتمال وجود دارد که درگیر یک مسئله استرس زا می باشید. خوابیدن یکی از مکانیسم های ناپخته و خام برای کنار ماندن از وضعیت مسئله است. و به زبان دیگر، سیستم ایمنی روانی شما، از طریق افزایش میزان خواب، حالت هوشیاری را از شما می گیرد. یک سند برای این مدعا، دانش آموزان و دانشجویانی است که اصولاً در زمانهای غیر از شب امتحان، بی خواب می شوند و تا ساعتها بیدار می مانند، ولی به محض نزدیک شدن به استرس های امتحانات و رو به رو شدن با کتاب، خیلی سریع خواب آلوده می شوند. در روابط زوجین، زمانی که مسئله مهمی وجود دارد و باید برای آن کوشید، یکی از زوج ها بر خلاف عادت همیشگی، زودتر به خواب می رود و واقعاً دست خودش نیست. اما در سطح ناخودآگاه، این نوع افزایش خواب در این زمانها، روشی برای سلب هوشیاری از مواجهه با مسئله است.

✅ خوردن
بدن ما دارای دو سیستم عصبی است: سمپاتیک و پاراسمپاتیک. وقتی دچار استرس هستیم سیستم عصبی سمپاتیک ما فعال است و به ما راهبردهای جنگ و گریز نشان می دهد. در این حالت هورمونهای استرس در سطح خون بسیار هستند. یکی از راه هایی که بدن ما ابداع می کند، مشغول داشتن خود بصورت ناخودآگاه با رفتاری مثل خوردن است. خوردن یک رفتار فعال کننده سیستم پاراسمپاتیک است. برخی خانمها در جلسات مشاوره می گویند «بدون اینکه خبر داشته باشم، خودم را به کررات جلوی یخچال در حال خوردن می یابم». در بیماری بولیمیا (bulimia) یا پرخوری عصبی، افراد دارای یک استرس پنهان هستند که فقط با خوردن و زیاد خوردن خودشان را آرام می کنند. برخي از زوجين همديگر را براي لاغر شدن تحت فشار قرار مي دهند كه همواره نتيجه عكس مي دهد. به عبارت ديگر، فردي كه تحت فشار لاغر شدن هست، تصوير بدني اش زير سوال مي رود و همين عامل موجب مي شود او دچار استرس شده و بيشتر از قبل به خوردن روي آورد.
✅ رابطه جنسی
بر طبق توضیحاتی که برای خوردن اشاره کردیم، رفتار جنسی وسواسی و زیاد، همیشه به معنای این نیست که فرد تمایل واقعی جنسی اش زیاد است، بلکه، رابطه جنسی با فعال نگه داشتن سیستم پاراسمپاتیک، فرد را از استرس دور می سازد. ولی با پایان رابطه جنسی، استرس ها خود را دوباره نشان می دهند و فرد به صورت ناخودآگاه، تحریک به شروع رابطه دیگری می شود. این رفتار برای همسر، بعد از مدتی رو می شود و او رفتار جنسی خالی از صمیمیت را مشاهده می کند. در این مورد نیز استرس، علاوه بر ناپخته حل شدن، موجب آسیب خوردن به رابطه عاطفی نیز می شود. این مورد در بین مردها بیشتر از زنها است.
اگر این چهار رفتار را در خودتان مشاهده می کنید، حتماً با یک مشاور صحبت کنید تا از گسترش دامنه مشکل فردی به حوزه ی غیر فردی جلو گیری شود.

 

منبع:زوج درمانگری

کانون فرهنگی حافظ

۱۳۹۸/۱/۱۹

سیلی واقعیّت

سیلی واقعیت درباره وقتی است که زندگی با سیلی به صورت آدم می زند، او را به کناری پرت می کند و زندگی اش را بالا و پایین می کند.
با این حساب سیلی واقعیت کتابی مفید برای هرکسی است که در زندگی اش حادثه تنش زای بزرگی اتفاق افتاده. به طور اختصاصی درباره سوگ و فقدان است. درباره نحوه مقابله با مرگ محبوب، ورشکستگی، طلاق، بیماری صعب العلاج، تصادف جدی، معلولیت و حوادثی نظیر این ها. چگونه با این اتفاقات کنار می آیید؟

برای مقابله موفق چهاراصل اساسی را باید رعایت کرد.

1-اصل اول:
با خودتان به مهربانی رفتار کنید. آیا می توانم با خودم مهربان باشم؟ حفره بسیار بزرگی بین آنچه می خواهم و آنچه دارم وجود دارد؛ و درد بسیار زیادی می کشم. با این اوصاف می توانم با خودم مهربان باشم؟ بسیاری از ما نمی دانیم چطور این کار را بکنیم؛ به دارو یا الکل یا غذا پناه می بریم یا به خودمان زخم می زنیم یا از زندگی کنار می کشیم. واضح است که این راه مهربانی با خود نیست. پس بایستی شیوه های ساده ای وجود داشته باشد که از طریق آن ها سپری براي مقابله پيدا كرد.

2-اصل دوم:

لنگر بیندازید. همه این هیجانات و احساسات دردناک یک طوفان هیجانی به راه می اندازند. من اگر در میانه طوفان به دریانوردی خود ادامه بدهم کاری از دستم برنخواهد آمد و پس چطور می توانم لنگر بیندازم؟ من از توجه آگاهی استفاده می کنم تا در لحظه اکنون جای بگیرم و به افکار و احساسات دردناکم اجازه بدهم تا بدون آنکه مرا بدزدند از ذهنم آمدوشد بکنند.

3-اصل سوم:

ارزش های زندگی تان را بشناسید. من برای چه می خواهم به زندگی ادامه بدهم؟ من در مواجهه با این چالش، در مواجهه با این فقدان، در مواجهه با این بحران می خواهم چگونه باشم؟ من ناچار از نامیدی نیستم. همچنان می توانم به خاطر چیزی به زندگی ادامه بدهم. حتی در میان این طوفان بلا، حتی در غم از دست دادن محبوبم هنوز می توانم دلیلی برای روی پا ایستادن و ادامه دادن پیدا کنم. من می توانم دست از زندگی بکشم یا دلیلی پیدا کنم که به زندگی ام معنا ببخشد. پی این اصل به ارزش های زندگی و اقدام متعهدانه می پردازد.

4-اصل چهارم:

یافتن گنج است. حتی در زمان رنج و درد چیزهایی وجود دارد که آن ها را گرامی بداریم و قدردانشان باشیم. مثلاً وقتی سالگرد مرگ محبوب خود را می گیریم درد بسیاری می کشیم اما در همان حال افرادی وجود دارند که با ما به مهربانی و با عشق رفتار می کنند. آیا نمی توانیم قدردان این لحظات باشیم؟

این اصل چهارم تنها وقتی قابل اجرا است که به سه اصل قبلی عمل کرده باشیم. خطرناک است که افراد در وهله اول به دنبال یافتن گنج باشند. این طور افراد می گویند: خوب از پشت هر ابری نور خورشید را می توان دید یا هر آنچه مرا نکشد قوی ترم می سازد؛ اما اگر این جملات اولین حرف هایی باشد که به فردی دردمند می زنید آن ها این طور فکر می کنند که شما اصلاً نمی فهمید چه بر سر آن ها می گذرد. من در این کتاب درباره فرزند خودم زیاد حرف می زنم؛ اینکه چطور مبتلا به اوتیسم تشخیص داده شد و این اتفاق چقدر دردناک بود. وقتی این اتفاق افتاد یکی از دوستان بسیار نزدیکم به من گفت: خدا کودکان خاص را به والدین خاص می دهد. من از این حرف خیلی عصبانی شدم! چرا؟ چون او اصلاً به من گوش نمی کرد. او درد مرا تائید نمی کرد. در این حرف هیچ حسی از شفقت و مهربانی وجود نداشت. یک حرف کلیشه ای بود. این فرد از روی بدخواهی آن حرف را به من نزد. او می خواست حال من بهتر بشود؛ اما چون این حرف اولین چیزی بود که به من زدند حس کردم که انگار او حال مرا اصلاً نمی فهمد. پس یافتن گنج آخرین اقدام است. ما نباید تظاهر کنیم که درد و رنجی وجود ندارد.

منبع:
كتاب ” سيلی واقعيت ” نوشته راس هريس
کانون فرهنگی حافظ
۱۳۹۸/۱/۱۸

پنج اشتباه در رابطه با همسر

 

⛔️ خواهان توجه بیش از اندازه‌اید
رابطه شما نیاز به مراقبت و توجه دارد اما این معنیش این نیست که او هر لحظه پاسخگوی تماس‌های تلفنی شما باشد، دائما به شما پیام بدهد و یا به طور کلی همه آرزوهای زندگی‌تان را فراهم کند.

⛔️ رابطه بدون حفظ حریم خصوصى
شاید اعتماد بیش از اندازه‌ای به طرف مقابل داشته باشید و احساس می‌کنید او حق دارد همه چیز را بداند، این یک خوش‌باوری آسیب زننده است. حریم خودتان و دیگران را حفظ کنید.

⛔️ گلایه کردن پیش دیگران
اگر مسأله‌ای وجود دارد آن را در حریم رابطه خودتان حل کنید. اگر نیاز به کمک یا مشاوره دارید آن را با فردی که صلاحیت نظر دادن در مورد رابطه را دارد مطرح کنید. این فرد صالح در این موقعیت بدون شک، مادر یا دوست صمیمی‌تان نیست.

⛔️ خشم‌های منفعلانه نشان می‌دهید
به هرچیز کوچکی گیر ندهید و برای چیزهای بی‌ارزش به فکر تلافی نباشید.

⛔️ او تضمین زندگی شما نیست
در روابط زناشویی تمایل شدیدی به تکیه کردن به دیگری وجود دارد. تکیه کردن به دیگران خوب است اما نه تا جایی که نتوانید زندگی بدون او را تصور کنید.

منبع : زوج درمانگری

کانون فرهنگی حافظ

۱۳۹۸/۱/۱۷

هفت قانون طلایی برای موفقیت

 

قانون اعتقادات
به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، بر قسمت نیمه‌هوشیار ذهن تأثیر می‌گذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در می‌آید. هر امر باید ابتدا در غالب اعتقاد درآید تا به آن عمل شود.

قانون انتظارات
هر آنچه که انتظارش را می‌کشید به سرتان می‌آید. مثلاً اگر انتظار یک زندگی خوب و موفق را می‌کشید، همان را خواهید داشت و برعکس. پس اگر هر عملی که انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، نتیجه مثبت خواهید گرفت. حتماً تأثیر این قانون را در زندگی روزمره زیاد دیده‌اید.

قانون جاذبه
منفی‌ها، منفی‌‌ها را جذب می‌کنند و مثبت ها، مثبت‌‌ها را. افراد با ذهنیت منفی، اشخاص منفی را جذب می‌کنند و برعکس، افراد با ذهنیت مثبت، اشخاص پر انرژی و مثبت‌اندیش را.

قانون جانشینی
ذهن نیمه‌هوشیار در یک لحظه می‌تواند فقط به یک وجه از قضیه فکر کند (مثبت یا منفی). یعنی زمانی که می‌خواهیم به جنبه مثبت کاری فکر کنیم قادر نیستیم در همان لحظه جوانب منفی آن را هم بسنجیم. مگر آنکه جنبه منفی جانشین وجه مثبت شود.

قانون کارما
آدمی تنها آنچه را که می‌دهد باز می‌ستاند. بازی زندگی، بازی بومرنگ هاست. پندار و کردار و گفتار انسان -دیر یا زود- با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می‌گردد.

کارما واژه‌ای است سانسکریت به معنای «بازگشت». آنچه که آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. بسیاری از مردم از این واقعیت غافلند که هدیه دادن نوعی سرمایه گذاری است و اندوختن از سر حرص و احتکار جز تنگدستی عاقبتی ندارد.

قانون بخشایش
این قانون می‌گوید خطا‌‌های خود و دیگران را فراموش کنید و ببخشید. فراموش کردن خطا‌‌های خود این حسن را دارد که تصویر ذهنی شخص از خود، مخدوش نمی‌شود.

هر اندیشه‌ی خشک و محدود‌کننده‌ای مثل مقصر دانستن خود، یا کینه و ناراحتی داشتن از دیگران بر ذهن نیمه‌هوشیار اثر گذاشته، مانع پیشرفت می‌شود.

قانون پرهیز از تردید و هراس
جز تردید و هراس هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و آرمان‌‌هایش فاصله ایجاد کند. اگر انسان بدون دلهره، برای تحقق آرزو‌هایش تلاش کند، بی‌درنگ برآورده خواهد شد.

ترس، دشمن بزرگ بشر است. ترس از تنگدستی، ترس از بدبختی، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن و … .

 

کانون فرهنگی حافظ

۱۳۹۸/۱/۱۵

دو قاعده ی زندگی

‍ ‍ مردم هميشه از همه چيز ناخرسندند و نِق می‌زنند. ناخرسندی يک عادت شده است.
نه اينكه اگر آنان پول بيشتر، خانه ای بزرگتر، همسری مناسب‌تر، فرزندانی بهتر يا شغلی ايده‌آل‌تر داشته باشند، خرسند خواهند شد، نه… اين‌گونه نيست.
هرچه هم داشته باشند، هم‌چنان ناخرسند خواهند ماند. چه فقير باشند چه ثروتمند، همچنان ناخرسند خواهند ماند. ناخرسندی و نِق زدن يكی از عادت‌های ذهن است.
ذهن، زندگی خود را از راه آن مي‌گذراند.
طبيعت ذهن بگونه‌ای است كه ممكن نيست خرسند شود.
وقتي از اين حقيقت آگاه شوی معجزه‌ای رخ مي‌دهد. آنگاه می‌توانی ذهن را كنار بگذاری، زيرا ذهن، تو را هيچ‌گاه خرسند نخواهد كرد. اين در طبيعتش نيست.
بنابراين تو درجستجوی ناممكن هستی. اگر دريابی چرا مدام در تنش هستی، اگر برای ناشادمانی خود دلیلی پيدا نكنی و آن‌ را عمل ذهن بدانی، آنگاه می‌توانی خود را از دام آن كنار بكشی.
اين كار بسيار آسان است. فقط بايد آن را ببينی. ذهنت را تماشا كن. به گذشته بنگر. بارها چنين پنداشته‌ای كه اگر به چيزی معين دست يابی خرسند خواهی شد و تو به آن دست يافته و دیده‌ای خرسند نشده‌ای. و یا اگر هم شادمان شدی، آن دوام نداشته است. و دوباره در دام ذهن و تشویش‌هایش افتاده‌ای. مردم بارها و بارها در يک گودال می‌افتند.
پس ذهنت و تمام خطرهايی كه تو را گرفتار آنها می‌كند تماشا كن. برای ايجاد يک دگرگونی چيزی لازم نيست مگر به تماشا نشستن ذهن. و از راه اين آگاهی، همه چيز با پای خود خواهد آمد. به آرامی و بدون هيچ تلاشی…

کتاب: یکصد قاعده زندگی
نویسنده: ریچارد تمپلار

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
با وقار باشید

منظور از آدم های با وقار چیست؟
آنها آدم هایی متین، خودساخته و کار درستی هستند. نیازی ندارند که لاف بزنند، نیازی ندارند که توجه دیگران را به خود جلب نمایند، چون علاقه ای خاصی به دانستن آن چیزی که دیگران می اندیشند، ندارند، سرشان مشغول زندگی خودشان است، مبادی ادب و معاشرت را رعایت می کنند نه به این خاطر که می ترسند آبروی خود را ببرند یا دماغ سوخته شوند بلکه به این علت که حوصله کنجکاوی و فضولی دیگران را ندارند.
پس متین، باوقار، جدی و آرام باشید، ملاحظه ی دیگران را بکنید و کسی باشید که دیگران به دیده ی احترام به شما بنگرند. لازم نیست خودتان را بگیرید و ادای بزرگترها را در بیاورید. می توانید شوخ طبع هم باشید. البته مواظب باشید سوتی ندهید.می توانید راحت باشید. البته نه خیلی زیاد، می توانید ریلکس باشید، اما مواظب باشید از پرتگاه سقوط نکنید.

وقار یعنی: نشان دادن عزت نفس و داشتن عزت نفس همراه با آرامش

 

۱۳۹۸/۱/۱۱

کانون فرهنگی حافظ

چرا پدرها در تربیت فرزندان مشارکت نمی کنند؟

 

همسرتان به خوبي شما به كودك‌تان نمي‌رسد يا اينكه اصلا حاضر نيست در جريان فرزندپروري مشاركت كند؟ اين مطلب براي شما ست!

ضرب‌المثل يك دست صدا ندارد در مورد تربيت فرزند هم صدق مي‌كند. نه شما و نه هيچ‌كس ديگري به تنهايي نمي‌تواند نيازهاي عاطفي و رواني فرزندش را برآورده كند. مادر و پدر هيچ‌يك نمي‌توانند به تنهايي و بدون همكاري ديگري كودك سالمي را بار بياورد.

پدر و مادر هر كدام ويژگي‌هايي دارند كه حذف‌شان باعث مي‌شود همه‌چيز به خوبي پيش نرود و به اصطلاح يك جاي كار بلنگد. اگر شما هم تصور مي‌كنيد با تمام وقت مادري كردن و حذف پدر از گردونه تربيت و وقت‌گذراني با كودك، همه دين‌تان را به كودك خود ادا كرده‌ايد، اين مطلب را بخوانيد تا بدانيد با اين تصور چقدر به فرزندتان آسيب مي‌رسانید.

🔶تير خلاص را به پدر نزنيد

حضور موثر و مشاركت پدر در امور تربيتي باعث مي‌شود كودك پدر را صاحب قدرت بداند و به او تكيه كند. وقتي پدر كنار مي‌كشد يا كنار گذاشته مي‌شود، ناخودآگاه اين تصور براي كودك ايجاد مي‌شود كه پدرش ضعيف است و از پس كارها برنمي‌آيد. در نتيجه به‌طور طبيعي نمي‌تواند به يك فرد ضعيف تكيه كند و رابطه سالم او با پدر مخدوش مي‌شود و برايش خلأهايي مي‌سازد كه با هيچ چيزی پر نمي‌شود.

لازم به يادآوري است كه اولين الگوي هر فردي پدر و مادر اوست و در مقاطع سني مختلف و در مواجهه با دنياي بيرون آنها هميشه پشت و پناه هستند پس نبايد اجازه داد يكي از اين پايگاه‌هاي مهارت‌آموزي نابود شود.

🔶با هم هماهنگ باشيد

مرد و زني كه از يكديگر جدا شده‌اند و كودك يكي از آنها را هفته‌اي يك‌بار مي‌بيند، به مصلحت تربيت كودك بايد در امور فرزندپروري با يكديگر تعامل صحيحي داشته باشند؛ مثلا اگر كودك پيش مادر زندگي مي‌كند، از پدر خواسته شود در همان يك روز كه از كودك نگهداري مي‌كند به اصول تربيتي مادر وفادار باشد؛ يعني اگر بچه عادت دارد هر شب ساعت 9 بخوابد، اين نكته در آن يك شب پيش پدر هم رعايت شود. در صورتي كه كودك از حضور يكي از والدين محروم شده‌ است، ارتباط با بستگان نزديك و هم‌جنس كودك و بزرگسالان هم‌جنس او، تاثير بسيار خوبي بر تربيت و رشد او مي‌گذارد؛ مثلا براي يك پسر حضور دايي، عمو و پسرهاي‌شان و براي يك دختر معاشرت با خاله، عمه و دخترهاي‌شان مي‌تواند از نظر احساسي تا حد كمي خلأهاي او را جبران كند.

🔶چرا پدرها در تربيت مشاركت نمي‌كنند؟

كودكاني كه همزمان نمي‌توانند حمايت پدر و مادر را داشته باشند به دو گروه گفته شده محدود نمي‌شوند. در حالت سوم هر دو والد زنده هستند و با هم زندگي مي‌كنند ولي يكي از آنها دخالتي در تربيت فرزند ندارد. معمولا اين پدرها هستند كه به اجبار يا اختيار مشاركتي در فرزندپروري ندارند درحالي‌كه حضور موثر پدر در فرزندپروري باعث مي‌شود كودك تربيت سالم‌تري داشته باشد. علاوه بر اين حضور پدر در تربیت فايده مهم ديگري هم دارد؛ اینکه كودك به اين وسيله ارتباط بهتري با پدر برقرار کرده و به او تكيه مي‌كند. مادراني كه در مسير سرنوشت‌ساز تربيت كودك به هر دليلي پدر را حذف مي‌كنند، ناخواسته به كودك‌شان آسيب مي‌رسانند. پيش از هر چيز بايد علت عقب‌نشيني مشخص شود تا بر اساس آن راهكار متناسب با مشكل را بيابيم.

🔶 پدرهاي بي‌مسووليت

پدري كه وظايفش را به‌درستي انجام نمي‌دهد و نمي‌تواند آن‌طور كه بايد، از كودك مراقبت كند، در این صورت مادر ترجيح مي‌دهد فرزندش را دست چنين پدري نسپارد تا كمتر آسيب ببيند. گاهي مساله چيزي بيش از بي‌مسووليتي است و تنها ماندن كودك پيش پدر برايش خطر دارد. پدرهايي كه نمي‌توانند خشم‌شان را كنترل كنند و در حالت عصبانيت به اشيا و ديگران آسيب مي‌زنند، قابل اعتماد نيستند. علاوه بر اين گاهی پدرهاي ناسالمي هم هستند كه كودك‌ را آزار جنسي مي‌دهند. طبيعي است مادر براي حفظ جان و سلامت روح و تن كودك نه‌تنها حاضر نيست پدر را وارد بازي كند بلكه ترجيح مي‌دهد هرچه بيشتر از كودك فاصله بگيرد.

🔷چه بايد كرد؟

اگر بي‌مسووليتي شامل بي‌دقتي در يكي، دو مورد باشد، مادر مي‌تواند در فضايي دوستانه، حساس بودن كودك را به پدر يادآوري كند و به اتفاق راه‌حلي براي اين مشكل پيدا كنند اما اگر مادر مي‌داند كه پدر كودك‌آزاري مي‌كند بايد به نحوي او را راضي كند تا براي درمان به متخصص مراجعه كند. اگر هم راضي به درمان نشد، بهترين راه اين است كه كودك را با پدر تنها نگذارد.

منبع: کودک درمانگری

کانون فرهنگی حافظ

۱۳۹۸/۱/۱۰