خوش شانسی یا بد شانسی؟ انتخاب با شماست

 

چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی “شانس” می آورند

درحالی که سایرین همیشه “بدشانس” هستند؟

 

مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را “شانس” می

خوانند، ده سال قبل شروع شد.

می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی

ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به

عبارت دیگر چرا بعضی از مردم “خوش شانس” و عده

دیگر “بدشانس” هستند؟

 

آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از

افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند

خواستم با من تماس بگیرند.

صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در

طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را

زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من

شرکت کنند.

نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع

غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و

کردارشان نهفته است.

برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر

بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی

برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.

 

با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این

مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی

است یا نه.

به هر دو گروه افراد “خوش شانس” و “بدشانس” روزنامه

ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند

عکس در آن هست.

به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار

دادم که می گفت: “اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که

این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت.”

این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار

درشت چاپ شده بود.

با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس

بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب

افراد خوش شانس متوجه آن شدند.

مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از

افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در

توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.

 

در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز

بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.

 

برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت

بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان

خوب را از دست می دهند.

 

آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند

و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.

 

افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در

نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در

جستجوی آنها هستند می بینند.

آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت

ایجاد می کنند.

 

اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت

دارند،

ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم

های مثبت می گیرند.

ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها

رضایت بخش است،

و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش

اقبالی بدل می کند.

 

در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از

این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.

 

از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف

انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک

آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.

 

این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را

دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به

آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.

یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح

کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم

های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و

شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.

و بالاخره این که من “عامل شانس” را کشف کردم.

 

چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند:

به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه

مثبت دارد.

با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات

روزمره را بشکنید.

هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی

کنید.

با افکار مثبت زندگی کنید، زیرا افکار، شخصیت و

سرنوشت انسان را رقم میزند.

جمله زیبای جین سیمون»

منتظر باش اما معطل نشو!

تحمل کن اما توقف نکن!

قاطع باش اما لجباز نباش!

صریح باش اما گستاخ نباش!

بگو آری اما نگو حتما!

بگو نه اما نگو ابداً!

شکست بخور اما دوباره تلاش کن!

که اگر چنین کنی بی تردید موفقی

در بازی زندگی

یاد می گیری

اعتماد به حرفهای قشنگ بدون پشتوانه

مثل آویختن به طنابی

پوسیده ست .

 

یاد می گیری ,

نزدیک ترین ها به تو گاهی

میتوانند دورترین ها باشند .

 

ياد مى گيرى که باید آنقدر از خودت برای روز مبادا پس

انداز داشته باشی تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل

کنی و راه بیفتی بروی .

و در جایی که شنیده و فهمیده نمی شوی نمانی.

 

یاد می گیری

دیوار خوب ست

سایه درخت مطلوب است

اما هیچ تکیه

گاهی ابدی نیست

 

? #ریچارد_وایزمن

✍? روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر

 

گرداورنده :کانون حافظ

۱۳۹۷/۸/۱۹

عاشورا دهم محرم الحرام

.? *بسم الله الرحمن الرحیم*

 

عاشورا دهم محرم الحرام

 

• این روز برابر است با:

 

? *شهادت فرزند فاطمهء کبری طاهره رضی الله عنه دختر رسول الله صل الله علیه و آله وسلم،(نواسهء رسول الله(ص))، فرزند شیر حق، علی مرتضی کرم الله وجه، برادر کوچکتر سیدنا حسن رضی الله عنه، نور دیدهء پیامبر(ص) سیدا شباب اهل الجَنَّه، از صحابی سابقون الاولین و از اهل بیت پیامبر(ص)، شهید مظلوم صحرای کربلا، حضرت سیدنا حسین رضی الله عنهما(جانم به فدایش)و هفتاد و دو تن از اهل بیت و اصحاب بزرگوارش است که عبارتند از:*

 

۱• خود نواسهء رسول حضرت حسین بن علی رضی الله عنه

۲• حضرت عباس بن علی که برادر حضرت حسین رضی عنه بود

۳• حضرت علی اکبر بن حسین

۴• حضرت علی اصغر بن حسین

۵• حضرت عبداللہ بن علی

۶• حضرت جعفر بن علی

۷• حضرت عثمان بن علی

۸• حضرت ابوبکر بن علی

۹• حضرت ابوبکر بن حسن بن علی

۱۰• حضرت قاسم بن حسن بن علی

۱۱• حضرت عبداللہ بن حسن

۱۲• حضرت عون بن عبداللہ بن جعفر

۱۳• حضرت محمد بن عبداللہ بن جعفر

۱۴• حضرت عبداللہ بن مسلم بن عقیل

۱۵• حضرت محمد بن مسلم

۱۶• حضرت محمد بن سعید بن عقیل

۱۷• حضرت عبدالرحمن بن عقیل

۱۸• حضرت جعفر بن عقیل

۱۹• حضرت حبیب ابن مظاہر اسدی

۲۰• حضرت أنس بن حارث اسدی

۲۱• حضرت مسلم بن عوسجہ اسدی

۲۲• حضرت قیس بن عشر اسدی.

۲۳• حضرت ابو ثمامہ بن عبداللہ

۲۴• حضرت بریر ہمدانی

۲۵• حضرت ہنزلہ بن اسد

۲۶• حضرت عابس شاکری

۲۷• حضرت عبدالرحمن رہبی

۲۸• حضرت سیف بن حارث

۲۹• حضرت عامر بن عبداللہ ہمدانی.

۳۰• حضرت جندا بن حارث

۳۱• حضرت شوذب بن عبداللہ

۳۲• حضرت نافع بن حلال

۳۳• حضرت حجاج بن مسروق مؤذن

۳۴• حضرت عمر بن کرضہ

۳۵• حضرت عبدالرحمن بن عبد رب

۳۶• حضرت جندا بن کعب

۳۷• حضرت عامر بن جندا

۳۸• حضرت نعیم بن عجلان

۳۹• حضرت سعد بن حارث

۴۰• حضرت زہیر بن قین

۴۱• حضرت سلمان بن مضارب

۴۲• حضرت سعید بن عمر

۴۳• حضرت عبداللہ بن بشیر

۴۴• حضرت وھب کلبی

۴۵• حضرت حرب بن عمر-شیخ الاسلام قیس

۴۶• حضرت ظہیر بن عامر

۴۷• حضرت بشیر بن عامر

۴۸• حضرت عبداللہ ارواح غفاری

۴۹• حضرت جون غلام ابوذر غفاری

۵۰• حضرت عبداللہ بن امیر

۵۱• حضرت عبداللہ بن یزید

۵۲• حضرت سلیم بن امیر

۵۳• حضرت قاسم بن حبیب

۵۴• حضرت زید بن سلیم

۵۵• حضرت نعمان بن عمر

۵۶• حضرت یزید بن سبیت

۵۷• حضرت عامر بن مسلم

۵۸• حضرت سیف بن مالک

۵۹• حضرت جابر بن حجاج

۶۰• حضرت مسعود بن حجاج

۶۱• حضرت عبدالرحمن بن مسعود

۶۲• حضرت بیکر بن حئ

۶۳• حضرت عمار بن حسن تائی

۶۴• حضرت زرغامہ بن مالک

۶۵• حضرت کینانہ بن عتیق

۶۶• حضرت عقبہ بن سولت

۶۷• حضرت حر بن یزید تمیمی

۶۸• حضرت عقبہ بن سولت

۶۹• حضرت حبلہ بن علی شیبنی

۷۰• حضرت کنب بن عمر.

۷۱• حضرت عبداللہ بن یکتیر

۷۲• حضرت اسلم غلام ای ترکی

 

?رضوان الله تعالى عليهـم اجمعين*

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ

 

قابل توجه است که:

 

□ ما این ایام را نه جشن می گیریم و نه عزا داریم

● بلکه همان کاری را انجام می دهیم که این عزیزان برای زنده نگه داشتن آن به شهادت رسیدند

• در این ایام روزه می گیریم و ایمانمان را مستحکم تر کرده، کردار و گفتارمان را تصحیح می کنیم

ان شاءالله

 

♡ *الله همه ما را هدایت کند*

 

⚡با تشکر فراوان و التماس دعا

????????

محرم ۱۴۴۰ هجری قمری

?✍ *عبدالشکور عظیمی ابن محمد عیسی*

سی عادت ناپسند اجتماعی

۱. خیره شدن به دیگران

۲. با دهان‌پر حرف زدن

۳. قطع کردن حرف دیگران

۴. اظهار فضل و دانایی کردن

۵. بلند حرف زدن

۶. خیلی محکم یا شل دست دادن

۷. پرخوری در میهمانی ها

۸. گذاشتن آرنج روی میز

۹. پچ پچ کردن و خندیدن مرموز در حضور دیگران

۱۰. دراز کردن دست از سوی آقایان و اصرار برای دست دادن با خانم ها(یی که به هر دلیلی مایل نیستند).

۱۱. باد کردن یا صدا در آوردن با آدامس

۱۲. استفاده بی اندازه از تلفن همراه

۱۳. نمایش عمومی احساسات و رمانتیک بودن در حضور دیگران

۱۴. توهین یا کنایه و طعنه زدن به دیگران

۱۵. بهداشت ضعیف و رفتارهای ناپسند بهداشتی در حضور دیگران: مانند خلال دندان، تمیز کردن بینی حتی با دستمال، شانه ‌کردن ‌مو

۱۶. حمله به حریم شخصی و باورهای افراد

۱۷. بی نظمی و زرنگی در نوبت

۱۸. ریختن آشغال روی زمین حتی در جاهای کثیف

۱۹. پوشیدن لباس نامناسب یا آراسته نبودن

۲۰. خندیدن به خطاها، آسیب دیدن یا مشکل دیگران

۲۱. به کاربردن کلمه های زشت و زننده

۲۲. هنگام گفتگو، نگاه کردن به جایی غیر از چهره مخاطب

۲۳. حل و فصل کردن مشکلات (با فرزند یا همسر یا…) در جمع

۲۴. سیگار کشیدن در جمع

۲۵. سکوت، و کم حرفی غیر عادی یا ‌عبوس بودن در جمع

۲۶. مسخره کردن لهجه ها یا شوخی های تحقیر آمیز جنسیتی

۲۷. افراط و تفریط در سلام ‌و احوالپرسی

۲۸. بدگویی از دیگران

۲۹. فضولی کردن

۳۰. بی توجهی به وقت و برنامه دیگران

 

۱۳۹۷/۶/۱۱

گاهنامه ندای شریعت منشر شد

فهرست صفحه 1مقدمه2نگاهی به خدمات3لطیفه 4دارالافتاء 7فضايل عيد قربان و ذي الحجّه5اخبار مجتمع 6احکام مسائل 8دارالافتاء 7چشم انداز 9غیبت پشت جلد

تابستان فرصتی برای لذت بردن از آموزش

تابستان با  روزهایی بلند و فرصتی دیگر برای آموختن هر چیز تازه .

البته باید در نظر داشت که روزهای تابستان طولانیست و هوا هم به طبع گرم و گاهی بسیار گرم می شود و ادم زودتر خسته و بی حوصله می شود .اما وقتی آموزش ها فشرده و سخت گیرانه نباشد حتما شیرین و هدفمند  خواهد بود .

تابستان نه تنها برای فرزندانمان فرصتی خواستنی است بلکه برای خودمان نیز وقت خوبیست تا چیزهای تازه ای فرا بگیریم واز این روزها استفاده ی مفید ببریم .

نباید تعطیلات را برای فرزندانمان به بیکاری و بی مسوولیتی و تفریح و خوشگذرانی و مسافرت  تعریف کنیم بلکه باید طوری برخورد کنیم که انگار می خواهیم نتیجه ی نه ماه آموزشش در مدرسه را ببینیم و بنا به میزان سن و سال و  تحصیلاتش او را در کلاسهایی خاص خودش شرکت بدهیم تا عادت تنبل شدن و بی مسوولیتی را در وجودش نپرورانیم . البته باید توجه داشت که فشار و فشرده بودن کلاس ها در تعطیلات  او را برای رفتن به مدرسه خسته می کند و مطمعنا با بی میلی ادامه خواهد داد.

هر آموزشی در این روزها دو تا چهار ساعت کافیست و نباید طولانی تر شود و حتما مابینش فرصت استراحت کوتاه داده شود تا دوباره انرژی بگیرد و ادامه دهد.

صبح ها به جای هفت بیدار کردنش طبق عادت رفتن به مدرسه یک ساعت او را دیرتر بیدار کنید و در طول روز او را مجبور به خوابیدن بعد از ظهر نکنید .بگذارید بیدار بماند تا در شب های کوتاه تابستان به راحتی از اوایل شب بتواند بخوابد .

دیدن تلویزیون را محدودتر کنید وبا زی با گوشی و تبلت و کامپیوتر

را به یک ساعت در روز کاهش دهید و در برابر اصرار و گریه شان مقاومت کنید تا حرفتان را حرف بداند و به جایش برایشان کتاب هدیه بدهید .کتابهایی با تصایر و داستان های زیبا و خودتان ساعتی کتاب بخوانید و به خاطر تمام کردن هر کتاب تشویقش کنید و کتابهای را که تا کنون خوانده را لیست بگیرید و به دیوار بزنید و هر بار به لیست اضافه کنید و تعداد صفحات کتاب را برایش بنویسید و هر چه پر قطر تر بود بیشتر تشویقش کنید .

در آموزش زیبا خوانی و تفسیر قرآن برای فرزندانتان کوتاهی نکنید و به جای خواندن صفحات بیشتر از قران لفظ زیباتر و بی اشتباه تر خواندن را به کار گیرید.

کلاسهای مهارت و هنر را دست کم نگیرید و ببینید که فرزند به چه کاری بیشتر علاقه مند است اگر چه نقاشی باشد و به او حق انتخاب از میان چند انتخاب مناسب خود بدهید ، تا هم استقلالش حفظ شود هم شما شریک در انتخابش بودید.البته خودتان هم سعی کنید مهارتهایی را کسب کنید و برای خودتان مفید باشید .

ورزش را هم جزء آموزشهای مفید بدانید و اگر علاقه اش به شرکت در کلاس هوی ورزشی بود استقبال کنید ، چرا که سلامتی را به او هدیه داده اید .

و از بهترین کارهایی که می توانید در حق فرزندتان انجام بدهید این است که فرهنگ استفاده از هر چیز خصوصا آب و غذا را برایش آموزش بدهید و مهربانی را در قلب او تقویت کنید واز کمبودهای این دو در جهان برایشان به خوبی توضیح دهید و ضمینه ی اخلاق مداری را با تمام وجود در وجودش بپرورانید

 

موفق باشید

 

نوشته : محراب

۱۳۹۷/۴/۴

مادر نامی به وسعت آسمان

«مادر » نامی به وسعت آسمان

♦️می نویسم از برای مادران
♦️جنتی در زیر پای مادران
♦️مادری گویم که انسان پرورید
♦️هر که زاید نیست او از مادران

 

پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند:بهشت زیر پای مادران است .
بله مادر!!
واژه ای که مقدس است و مقامی بس بلند دارد و نزد پروردگار دارای ارج و منزلت است که بعد از توحید و یکتاپرستی ،نیکی بدایشان نشان قرب است
اما کدام مادر!!؟

دلم گرفت .احساس می کنم کارمان سخت شد و بهشت دست نیافتنی!!
چقدر مادران کم اند و چه سخت پیدا می شوند.

نه کم بینا هستم که چشم بر حقایق ببندم و نه عقل خویش را سوار بر باد کردم تا تفکرش نازا و عقیم گردد

بله اطرافم پر است از اسم مادرانی که فقط نام مادر را یدک میکشند اما از مادر بودن فقط بچه می زایند ,اما مادر نیستند , بیشتر شبیه دشمن اند تا مادری دلسوز و مهربان.

براستی چقدر مادران این زمان در تربیت فرزندانشان رفتار ظالمانه ای در پیش گرفتند و هر آنچه حق فرزندشان است را از او دریغ می کنند .
همان لحظه ی اول تولد نامگذاری با اسم های غیر اسلامی ضربه ی اول را به جگر گوشه شان می زنند و بعد از ان ظالمانه ترین و بزرگترین ضربه شان ,که همان تفهیم نادرست ارزشها انسانی و اسلامی به فرزند و پرورش اشتباه کودک می باشد بر پیکره تربیت فرزند فرود می آورند.
آری:
و این بد بختی واقعی زمانی بیشتر می شود که خود را خیر خواه ترین انسان ها به فرزند خویش معرفی می کنند.

بله مادر واژه ی مقدس ایست اما شامل هر زن نمی شود.
هر زنی شایسته این نام مبارک نیست/

زنی که فرزند می آورد اما نه صحیح تربیت می کند ,نه آموزش می دهد که مادر نیست.
زنی که فرزند می اورد اما نه تشویق میکند نه تنبیه می کند و نه انسان می سازد که مادر نیست.
زنی که از طفولیت مغز کودکش را به جای تحصیل علم صرف یاد گیری ست لباس و اتاق و مد و اسباب بازی و فیلمهای مبتذل کودکانه مشغول دارد که مادر نیست یک ظالم است.
چه بسا زنانی هستند که فرزند شان را وسیله ای برای پیاده کردن تمام عقده ها، نداشته ها و آرزوها ی گذشته ی خویش می بینند و از کارشان لذت می برند

مادری که دخترش را به جای ایمان و عفت، آموزش خانه داری و همسرداری و احترام و امانتداری ,,,, ،رقص و آواز و آرایش و بی بند و باری و حاضر جوابی یاد بدهد که مادر نیست ,
یک فاجره است.
مادری که فرزندش را به نماز و روزه و خواندن قرآن وا ندارد که مادر نیست ,
جاهل است.

و مادری که ارزش ها را در مغز فرزند خود به ثروت و زیبایی معنا کند و تخم کینه و حسادت و خود خواهی و تحقیر دیگران را در دل فرزند خود بپروراند که مادر نیست ,
دشمن است .
آری
حال خود قضاوت کنید …
مادران این زمان کجا هستند؟

کی بهشت زیر پای چنین مادرانی است ؟!!!!!

 

هرگز نخواهد بود

خ شیخ جامی
96/7/28

@taybad_mojtame

فرهنگ هم چیز خوبیست

♦️فرهنگ هم چیز خوبیست♦️

✍چه دشوار است دردی را بیان کردن
مصیبت های مردم راعیان کردن
چه دشوار است از نامردمان گفتن
حقیقت را درون دل نهان کردن

 

?از خودمان شروع کنیم من از خودم و تو از خودت.
راستی فکر کردیم که فرهنگ هم چیز خوبیست؟
چقدر جایش درون زندگی هامان خالی است .
معنی ادب و احترام وارزش را چه بی شرمانه عوض کردیم اگر چه در کتابهایمان صحیح است اما در عمل کاملا برعکس نشانش دادیم .
بی پروایی و پررویی را جسارت می گوییم و بی وجدانی و اسراف را تلافی!!
ادبیاتمان هم ضعیف شده که بی جا حرف می زنیم . ملاقات با
بی ایمان گستاخ مایه ی افتخار ماست و از نشستن در محضر علما سر باز می زنیم و ایشان را مایه ی حقارت خویش می بینیم .
فرهنگ هم چیز خوبیست .
چه بر سر ما آمده که عزت و احترام و شرافت را بر معیار ثروت آدمها می سنجیم . پس اسلام و ایمان را کجای زندگی خود جای دادیم ؟
فقط اسمش را یدک می کشیم؟
چه بر سر ما آمده که حتی پرده های روی دیوار خانه هامان نشان عزت و شرافتند ؟
یادم می آید همان پرده نشان پوشش و حجاب بود و ریشه اش در اسلام است ,اما اینک لباس تن خود را با کمترین و نازکترین پارچه می توانیم محیا کنیم ولی برای پرده ی خانه ی خویش از سقف تا زمین به طوری که کل دیوار را بپوشاند سه برابر پارچه از ضخیم ترین و بهترین پارچه تهیه می کنیم و به دیوار می آویزیم . لباس را تن دیوار می کنیم و خود عریان می شویم.
چه بر سر ما آمده که آرزو هامان عوض شده و همیشه دوست داریم شبیه و به جای فلان بازیگرو خواننده باشیم و گاهی از اینکه در سطح آنان نیستیم احساس حقارت و بی ارزشی به ما دست می دهد . خانه ی آنچنانی
اتومبیل آنچنانی
لباس آنچنانی
خدمه ی آنچنانی
آیا سعادتمندی این است؟وقتی نفهمیم که تا فردا زنده هستیم یا نه چه ارزشی دارد؟
مگر نه اینکه پیامبرمان گفته دنیا بهشت کافران هست .پس چرا مارا دگرگون و متأثر کرده ؟
از چه می خواهیم عقب بمانیم ؟
از آن آدمهای بی ارزش که به تو قبولانده اند که ثروت و زیبایی ارزش است ؟
با این گفته ی شان نود درصد انسانها بی ارزشند . پس این حرفشان دور از عقل و منطق می باشد .
اما کتاب و آیین ما می گوید بهترین شما با تقوا ترین شماست .اگر وجدان داشته باشیم در این حرف به وضوح عدالت را میبینیم .
چه بر سر ما آمده که از چهره هامان خجالت می کشیم و همیشه آن را پشت نقابی به نا م آرایش پنهان می کنیم و پشت نقاب دیگری به نام دورویی با دیگران برخورد می کنیم و دوست داشتن جای خود را با کینه و نفرت عوض کرده و آرامش ما را سلب کرده .
همیشه خانه هامان کوچک بود اما دلهامان بزرگ ولی الان خانه هامان بزرگ و دلهامان کوچک شده.
اگر افکار و کردار مان نتوانند ما را سعادتمند کنند نه زیبایی مان می تواند ,نه ثروتمان ,نه اثاث و لباسمان .
به خود بیاییم و به جای قضاوت در امور زندگی دیگران کمی زندگی خود را قضاوت کنیم و میزان سنجش ارزشهای انسان ها را در افکار خویش تغییر دهیم .
فهم و شعور و ادب و احترام و دین داری معیارهای ما باشد نه چیز دیگر .

فرهنگ داشته باشیم که فرهنگ هم چیز خوبیست.

?خلیل شیخ جامی

کانون حافظ تایباد
96/7/17

به چه کسی محدث می گویند؟

 

9-07-2013-1-54_article_picلقب «محدث» بر كسی اطلاق می‌شود كه با حدیث پیامبر صلى الله علیه وسلم سر و كار داشته باشد و نیز صفاتی را كه اهل فن ذكر كرده‌اند، احراز كرده باشد.

علامه تاج‌الدین سبكی می‌گوید: محدث كسی است كه اسانید، علل، أسماء الرجال و عالی و نازل را بداند و همراه با آن، بسیاری از متون احادیث را از حفظ داشته باشد و كتب سته، مسند امام احمد، سنن بیهقی و معجم طبرانی را از استادی شنیده باشد و به این مجموعه، هزار جزء حدیثی را نیز اضافه كند. اگر این مقدار را شنید و اهالی یك طبقه – علمای معاصر كه هم‌سن و سال باشند و در روایت و گرفتن حدیث از شیوخ طبقه قبلی شریك باشند – را نوشت و به نزد شیوخ رفت و آمد كرد و درباره‌ی علل و وفیات و مسانید سخن گفت، در درجات ابتدایی محدثین قرار دارد. باز الله تعالىٰ آنچه را برای هر كه بخواهد، اضافه می‌كند.

برخی از مردم ادعای ”اهل حدیث“ بودن را دارند، در حالی كه نهایت كارشان نگاه در ”مشارق الأنوار“ صاغانی است و اگر بالاتر بروند تا ”مصابیح“ بغوی و گمان می‌كنند كه به درجه محدثین رسیده‌اند.

این به خاطر جهلشان نسبت به حدیث است. اگر این دو كتاب را از ته دل حفظ كنند و دوچندان از دیگر متون بر آن بیفزایند، باز هم محدث نمی‌شوند و با این وجود در زمره‌ی محدثین در نمی‌آیند مگر زمانی كه شتر از سوراخ سوزن رد شود!

اگر به گمان خودش به غایت حدیث برسد، به ”جامع الأصول“ ابن اثیر مشغول می‌شود و اگر ”كتاب علوم الحدیث“ ابن صلاح یا مختصرش ”تقریب و تیسیر“ نووی و مانند آن به اینها اضافه شود، به انتهای محدثیت می‌رسد كه از او با القاب ”محدث المحدثین“ و ”بخاری العصر“ یاد می‌شود!

این الفاظ دروغین چقدر نامناسب‌اند. با آنچه ذكر كردیم، كسی محدث نمی‌شود. (معید النعم ومبید النقم: ۸۱)

حافظ سیوطی از حافظ محدث ابن سید الناس- استاد امام ذهبی – نقل كرده است كه: در زمان ما به كسی محدث می‌گویند كه از نظر روایت و درایت و جمع راویان به حدیث اشتغال داشته باشد و نسبت به بسیاری از راویان و روایات در زمان خود آگهی داشته باشد و در این باره چنان ممتاز گردد كه خطش شناخته شده و ضبطش مشهور گردد. (التدریب: ۱۱)

علامه محدث تهانوی در ”قواعد فی علوم الحدیث“ می‌گوید: محدث كسی است كه راههای اثبات حدیث را بداند و از عدالت و مجروح بودن رجال آن آگهی داشته باشد نه اینكه فقط محدود به شنیدن باشد. (ص: ۲۷)

من می‌گویم: تاج بن یونس و زركشی نیز چنین گفته‌اند. (تدریب: ۷)

منظور از این قول، در زمانه‌ی انحطاط علم و علماست نه حال محدثی كه در عرف علمای پیشین بود.

علامه محدث احمد شاكر در ”الباعث الحثیث شرح اختصار علوم الحدیث“ بعد از ذكر لقبهای «حافظ» و «محدث» می‌گوید: در زمان ما مردم كاملاً روایت را رها كرده و اشتغال به حدیث را نیز ترك گفته‌اند؛ به جز اندكی كه از میان اینها هم كسانی كه اهلیت طالبیت علوم سنت را داشته باشند، كم هستند، بعید است كه كسی را بیابی و كیست كه به معنای صحیح، «محدث» باشد؟! (ص: ۱۷٦)

امام ذهبی – هفت قرن پیش – در جزء بیان زغل العلم و الطلب درباره‌ی علم حدیث گفته است: چه بسا مردی كه در گذشته به فقه و رأی شهرت داشت، در حدیث از متأخرین برتر باشد و چه بسا مردی از متكلمین پیشین، اثر را از شیوخ زمان ما بهتر بشناسد! (ص: ۱۱)

علامه عبدالفتاح ابوغده( حاشيه الرفع: ٥۸، ٥۹ )
ترجمه : زبير حسين‌پور